انشایدوشنبه ۶ تیر ۱۴۰۱

انشا درباره بهشت و جهنم - انشای | جدیدترین انشا

سخن دوست :امام علی (ع) : دانش، نابود كننده نادانى است.

انشا درباره بهشت و جهنم

انشا درباره بهشت و جهنم

انشا درباره بهشت و جهنم

بهشت و جهنم را توصیف کنید.

تنها راه آشنایی با بهشت و جهنم، مراجعه به آیات قرآن و روایات است که به طور اجمال به آنها اشاره می شود.

1- بهشت:

الف) از مجموع آیاتی که در زمینه بهشت آمده، به دست می آید بهشت به صورت باغ های بسیار با صفا و بی ماننداست که قابل مقایسه با باغ های این جهان نیست و در قرآن کریم به گونه ای ترسیم شده تا برای ساکنان دنیا قابل درک باشد و گرنه حقیقت آن فراتر از درک ماست.

(و همچنین از نظر معنوی. بودن در محضر انبیاء و اولیاء و شهداء و مقربین و مومنین. ).

ب) در بهشت نعمت های فراوان مادّی وجود دارد؛ (که با یک جمله و فیها ما تشتهی الانفس و تلذ الاعین ) هرچه دل بخواهد و لذت بخش چشم باشد. مسئله را تمام کرده ).

از جمله: باغ های بهشتی، ساختمان ها و قصرها، سایه های لذت بخش، فرش ها و تخت ها، غذاها و ظرف ها نوشیدنی های پاک، لباس ها و زینت ها، همسران بهشتی، خادمان، پذیرایی کنندگان و ….

بهشتیان از نعمت ها و لذت های روحانی نیز برخوردارند؛ از جمله: احترام مخصوص، محیط صلح و صفا، امنیت، دوستان با وفا، برخوردهای پر از محبت، احساس خشنودی خدا، نظر رحمت خدا به آنان، به دست آوردن آن چه را که بخواهند و …. [ اقتباس از پیام قرآن، ج 6، ص 228 304-

در مورد وسعت بهشت هم در قرآن کریم، تعبیرهایی مانند عرض [پهنه] آسمان و زمین [ حدید، آیه 21 و آل عمران، آیه 133- و «ملکی عظیم» ( دهر، آیه 20- ] آمده است؛ البته واضح است که وسعت در این جا همان گستره و پهنه است. [اقتباس از پیام قرآن، ج 6، ، 318 322-

بر طبق بیان آیه 21 سوره حدید، خداوند این بهشت گسترده را برای پرهیزکاران آماده کرده است.

2- جهنم:

جهنم، معروف ترین نام دوزخ است که بیش از هفتاد بار در قرآن تکرار شده است. در مورد عذاب جهنم باید گفت: عذاب ها دو گونه اند، چه این که معاد هم دو جنبه جسمانی و روحانی دارد. مجازات های جسمانی عبارت است از: عذاب های سخت و سنگین و نوشیدنی های آنان، لباس های دوزخیان و دیگر عذاب های جسمانی که دوزخیان گرفتار آن هستند.

عذاب های روحانی آنان عبارتند از: غم و اندوهِ جان کاه و حسرت بی پایان، تحقیر و سرزنش فراوان و دیگر آلام و دردهای روحی که دوزخیان از آن رنج می برند. این مجازات ها مسلماً با اعمال آنها در دنیا هماهنگ است که مظلومان را با انواع کیفر و شکنجه ها در فشار قرار می دادند و آیات الهی را به استهزا می گرفتند و بر دیگران کبر و غرور می فروختند. چه جای تعجب است که اعمال خویش را در آن جا ببینند و به نتایج آن گرفتار شوند و محصولی را که در مزرعه دنیا کاشته اند، در قیامت و در دوزخ درو کنند؟[اقتباس از پیام قرآن، ج 6، 423 472- این عذاب ها برایشان پایدار است و به تعبیر قرآن کریم، آنها می خواهند از آتش جهنم خارج شوند، ولی هرگز نمی توانند. [ مائده، آیه 37-

این شمه ای کوتاه از معرفی بهشت و جهنم بود. معرفی کامل آنها نیازمند مباحث بسیار طولانی و مفصل است. که در این محل امکان ندارد.

**********************

 

یکی از بحثهای مربوط به بهشت و دوزخ، مسأله وجود کنونی آنها است و از زمانهای دیرینه، این مسأله مطرح شده است این بحث در حالی که جنبه کلامی و عقیدتی دارد، بحث تفسیری و قرآنی نیز هست، یعنی به این مسأله، هم از دریچه دلائل عقلی می توان نگریست و هم از دریچه تفسیری، و با مراجعه به کتب کلامی روشن می شود که اکثریت دانشمندان اسلامی وجود کنونی آن را پذیرفته و معتقدند که هر دو، هم اکنون آفریده شده اند.

محدث و متکلم عالیقدر «شیخ صدوق» در این باره می گوید: اعتقاد ما درباره بهشت و دوزخ این است که آن دو آفریده شده اند و پیامبر (ص) به هنگام معراج وارد بهشت شد و دوزخ را نیز مشاهده نمود. (1)

شیخ بزرگوار مرحوم «مفید» در «اوائل المقالات» به نقل اقوال پرداخته و چنین می گوید :

بهشت و دوزخ هم اکنون آفریده شده اند و روایات آن را تأیید و اهل شرع بر آن اتفاق نظر دارند ولی اکثریت معتزله و خوارج و گروهی از زیدیه می گویند آفرینش کنونی آنها امری ممکن است ولی دلیل بر وجود کنونی آن در دست نیست در حالی که «ابو هاشم جبائی» وجود فعلی آنها را محال دانسته و معتقد است پیش از برپائی قیامت بهشت و دوزخ آفریده نمی شوند. (2)

علامه حلی در «کشف المراد» اقوال متکلمان را به نحو یاد شده نقل کرده و «قاضی عبد الجبار» را از اندیشه با ابوهاشم یکسان می داند. (3)

«تفتازانی» در شرح مقاصد می گوید: اکثریت مسلمانان براینند که بهشت و دوزخ هم اکنون آفریده شده اند جز «ابوهاشم» و «عبد الجبار» و پیروان آنها که با این نظریه مخالفت کرده اند . (4)

و گاهی در میان علماء شیعه اندیشه مخلوق نبودن بهشت و دوزخ به مرحوم سید رضی (ت/359، م /406) و زرارة بن اعین (5) نسبت داده شده است ولی برخی مانند «سید شبر» در صحت نسبت یاد شده به سید رضی تشکیک نموده اند . (6)

ولی با مراجعه به تفسیر رضی که متأسفانه از آن فقط یک جلد منتشر شده است، صحت نسبت روشن می شود. (7)

با توجه به آنچه که مرحوم مفید در «اوائل المقالات» نقل کرده است، روشن می شود که درباره آفرینش کنونی بهشت و دوزخ سه نظریه در میان متکلمان اسلامی وجود داشته است.

1 بهشت و دوزخ هم اکنون آفریده شده اند و اکثریت مسلمانان این نظریه را پذیرفته اند .

2 آفرینش هر دو در شرائط کنونی امری است ممکن ولی دلیل بر تحقق فعلی آن در دست نیست و این نظریه مربوط به معتزله و خوارج و گروهی از زیدیه است.

3 آفرینش بهشت و دوزخ در وضع کنونی امری غیر ممکن است و این نظریه مربوط به «ابوهاشم» و «قاضی عبد الجبار» می باشد.

یادآور می شویم که این مسأله جنبه سمعی و نقلی دارد و باید از کتاب و سنت حکم آن را استنباط نمود و اگر «ابوهاشم» می گوید آفرینش کنونی آنها محال است، مقصود او محال بالغیر و یا به اصطلاح محال وقوعی است که در پایان بحث به آن اشاره می کنیم. اینک دلائل قول مشهور:

دلائل خلقت بهشت و دوزخ

از بهشت و دوزخ در لسان قرآن به «جنت» و «جحیم» یا «جهنم» و «نار» یاد می شود ولی هرگز مقصود از هر «جنت» که در قرآن وارد شده است، بهشت موعود نیست چه بسا قرآن کلمه جنت را در مورد باغهای معمولی این جهان بکار برده است و نباید این آیات ملاک بحث باشد آنجا که می فرماید:

«و لولا اذ دخلت جنتک قلت ما شاء الله» (کهف/39) .

چرا هنگامی که به باغ خود وارد شدی کلمه «ما شاء الله» را بر زبان جاری نکردی؟

و در آیه دیگر می فرماید: «لقد کان لسبأ فی مسکنهم آیة جنتان عن یمین و شمال کلوا من رزق ربکم و اشکروا له بلدة طیبة و رب غفور» (سبأ/15) .

«در سرزمین «سبأ» برای آن گروه در چپ و راست، دو باغ بود به آنان گفتیم از روزی پروردگار خود بخورید و شکر نعمت را بجا آورید این است شهر پاکیزه و پروردگار آمرزنده» .

در این دو آیه کلمه «جنت» وارد شده است که حاکی از آن است که این جنت موجود بوده است ولی هرگز مربوط به بهشت موعود در قیامت نیست.

برخی مانند «تفتازانی» در شرح مقاصد آیات مربوط به آدم و حواء را که مدتی در بهشت بسر می بردند، ولی به خاطر مخالفت با ارشاد خدا از آن بیرون شدند، گواه بر آفرینش بهشت موعود دانسته و می گوید مقصود از «جنت» در آیات یاد شده همان بهشت موعود برای امم عالم است سپس می افزاید: برخی می گویند مقصود از جنت در آیات آدم و حوا یکی از باغهای وسیع دنیا است آنگاه این نظر را مورد انتقاد قرار داده می گویند یک چنین تفسیر بازیگری با دین و بی اعتنائی به اتفاق مسلمانان است. (8)

ولی به نظر ما پا فشاری تفتازانی بر تفسیر «جنت» در آیات آدم و حوا به بهشت موعود، کاملا بیجا است و اگر گروهی از مفسران آن را به باغ دنیوی تفسیر کرده اند به خاطر آیات خلود است که می گوید پس از دخول به بهشت دیگر از آن خروجی نیست و ساکنان بهشت پیوسته و جاودانه در آنجا زندگی خواهند کرد.

آیاتی که حاکی از جاودانه بودن ساکنان بهشت است بیش از آن است که در اینجا یادآوری گردد ولی به عنوان نمونه برخی را یاد آور می شویم:

1 قرآن بهشت را «جنة الخلد» می نامد آنجا که می فرماید: «قل أدلک خیر أم جنة الخلد التی وعد المتقون» (فرقان/15) .

آیا آن (دوزخ) خوب است؟ یا بهشت جاودانی که پرهیزکاران به آن نوید داده شده اند؟

2 قرآن در آیات بی شماری بهشتیان را با کلمه «خالدون» توصیف می فرماید این آیات سبب شده است که برخی جنت آدم و حوا را غیر از بهشت موعود تفسیر کنند.

البته در آیات خلد احتمال دیگری نیز وجود دارد و آن اینکه این خلود از آن آن گروه از ساکنان بهشت است که در پرتو عمل صالح به آنجا وارد شوند و در حق آنان قرآن می فرماید :

«عطاء غیر مجذوذ» (هود/108) . «پاداش جاویدان و مستمر» .

و اما انسانی که در خود بهشت متولد گردد آیا او هم جاودانه است یا نه، آیات خلود ناظر به آن نیست.

در هر حال هدف این است که جنت مربوط به آدم و حواء قابلیت هر دو تفسیر را دارد، بنابراین از دلائل قطعی مخلوق بودن بهشت و دوزخی که انسان ها بر اثر عمل نیک و بد به آن وارد می شوند، به شمار نمی رود.

بهشت و دوزخ برزخی

آیاتی در قرآن حاکی از آن است که برای برزخیان از نیکوکار و بدکار، بهشت و دوزخی وجود دارد و هم اکنون هر دو مخلوق و آفریده شده اند ولی هرگز این آیات گواه بر مخلوق بودن بهشت و دوزخ مربوط به آخرت نیست و استدلال به آنها بر موضوع بحث کاملا بیگانه است.

قرآن درباره مؤمن به رسولان عیسی که به خاطر ایمانش کشته شد، می فرماید:

«قیل ادخل الجنة قال یا لیت قومی یعلمون» (یس/26) .

به او گفته شد داخل بهشت شو، وی گفت ای کاش قوم من از وضع من مطلع می شدند.

جنت در این آیه، جنت برزخی است، نه جنت موعود.

قرآن درباره فراعنه یادآور می شود که آنان پیش از قیامت بر آتش عرضه می شوند و روز قیامت دچار سخت ترین عذاب می گردند، آنجا که می فرماید:

«النار یعرضون علیها غدوا و عشیا و یوم تقوم الساعة. ادخلوا آل فرعون اشد العذاب» . (غافر/46) .

«صبح و عصر فراعنه بر آتش عرضه می شوند و روز بر پائی قیامت خاندان فرعون به سخت ترین عذاب گرفتار می شوند» .

از این بیان روشن می شود که آیاتی که در آنها تنها لفظ جنت وارد شده یا جنت آدم و حواء موضوع بحث قرار گرفته و یا جنت و نار برزخی مطرح شده است، از آیات محل بحث بیرون بوده و باید تنها به آیاتی چشم بدوزیم که موضوع بحث آن بهشت و دوزخ موعود امم عالم است اینک در این باره می گوئیم از برخی از آیات وجود کنونی بهشت و یا دوزخ کاملا استفاده می شود :

1 «و لقد رآه نزلة اخری، عند سدرة المنتهی، عندها جنة المأوی» (نجم/ 13 15)

«پیامبر (ص) فرشته وحی را نزد «سدرة المنتهی» دید، نزد آن (سدرة المنتهی) جنة المأوی است» .

مقصود از «جنة المأوی» ، همان بهشت موعود است که در آیات دیگر از آن به جنات عدن و مانند آن تعبیر شده است این آیه به روشنی می رساند که پیامبر، فرشته وحی را در کنار «سدرة المنتهی» که در جنت آن بهشت جاودان قرار دارد، دیده است و اگر بهشت آفریده نشده بود، یک چنین نشانه دادن، خارج از فصاحت و بلاغت می بود.

2 آیاتی که در آن از آماده شدن بهشت و دوزخ برای نیکوکاران و بدکاران گزارش داده شده است، می تواند گواه بر وجود کنونی هر دو باشد، مثلا درباره بهشت می گوید:

«أعدت للمتقین» (آل عمران/133) : برای پرهیزگاران آماده شده است.

«أعدت للذین آمنوا بالله و رسله» (حدید/21) : برای گروهی که به خدا و رسولان او ایمان آورده اند؛ آماده شده است.

«و اتقوا النار التی اعدت للکافرین» (آل عمران/131) : از آتشی بپرهیزید که برای کافران آماده شده است.

و در برخی از آیات کلمه «اعد» بکار رفته یعنی آماده نموده است، آنجا که می فرماید:

«و اعد لهم جنات تجری تحتها الانهار» (توبه / 100) : بهشتی را که زیر درختان آن آب جاری می شود، برای آنان آماده کرده است.

«و اعد لهم عذابا مهینا» (احزاب /57) : برای آنان عذاب خوار کننده آماده کرده است.

این آیات که در آنها کلمه «اعداد» بکار رفته است حاکی از آماده بوده این دو کانون است و اگر به هنگام نزول وحی وجود نداشت بکار بردن آن نیاز به تأویل دارد و تا موجبی برای تأویل نباشد باید ظاهر را أخذ کرد.

حق این است که ظواهر این آیات تا دلیل قاطع بر تأویل نباشد، حاکی از وجود کنونی بهشت و دوزخ است.

و از میان روایات می توان با روایت «هروی» که از امام هشتم (ع) نقل حدیث کرده است استدلال نمود وی می گوید: به امام رضا (ع) گفتم: ای فرزند پیامبر خدا از بهشت و دوزخ به من خبر بده، آیا آن دو الان آفریده شده اند؟

فرمود: آری. رسول خدا (ص) آنگاه که به معراج رفت از بهشت و دوزخ دیدن نمود، گفتم: گروهی می گویند که بهشت و دوزخ در قلمرو و تقدیر خدا است و در آینده آفریده می شوند.

امام (ع) فرمود: آنان از ما نیستند و ما هم از آنان نیستیم، هر کس خلقت بهشت و دوزخ را انکار کند، پیامبر و ما را انکار کرده و از ولایت ما بیرون رفته و در آتش دوزخ مخلد خواهد بود. (9)

2 ابن عماره از پدر خود نقل کرد که امام صادق (ع) فرمود: آنکس که چهار چیز را انکار کند شیعه ما نیست و آنها عبارتند از:

1 معراج، 2 سؤال قبر، 3 خلقت کنونی بهشت و دوزخ، 4 شفاعت، (10)

3 و نیز از حضرت رضا (ع) نقل شده است که فرمود: مؤمن کسی است که به یکتائی خدا و رجعت و حلال بودن دو متعه (متعه حج و متعه زنان) و معراج و سؤال در قبر و حوض کوثر و شفاعت و آفرینش کنونی بهشت و دوزخ و … ایمان بیاورد. (11)

دلائل منکران

منکران خلقت بهشت و دوزخ با دلیل نقلی و عقلی بر مدعای خود استدلال نموده اند که اینک هر دو را یادآور می شویم:

1 دلیل نقلی

این استدلال مبنی بر دو مطلب استوار است:

الف: آیات قرآنی حاکی از آن است که بهشت جایگاه دائمی و قرارگاه همیشگی است آنجا که بهشت را به «جنة الخلد» (12) و دوزخ را به «دار الخلد» (13) توصیف می کند و در برخی از آیات نعمت های بهشتی را دائمی توصیف می کند و می فرماید:

«أکلها دائم و ظلها» (14) خوردنی ها و سایه آن جاودانی است.

بنابراین بهشت و دوزخ از لحظه آفرینش باید به صورت یک بنای جاودان و مستمر بماند و دستخوش نابودی و ویرانی نگردد.

ب: آیه قرآن، حاکی است که قبل از برپائی رستاخیز (نفخ صور نخست) همه چیز جز ذات او نابود می شوند چنان که می فرماید:

«کل شیئی هالک الا وجهه» (قصص /88)

همه چیز جز ذات خداوند فانی و نابود می گردد.

اکنون با توجه به این دو مطلب باید گفت بهشت و دوزخ آفریده نشده اند زیرا بر فرض آفرینش باید روز برپائی قیامت نابود گردند در حالی که نابودی آنها با جاودانگی آن دو که آیات نخست از آن حاکی می باشند، ناسازگار می باشند. ولی این استدلال قابل خدشه است، زیرا اساس آن این است که مقصود از «شی ء» در آیه «کل شیی ء هالک» ما سوی الله است یعنی تمام موجودات امکانی اعم از دنیوی و اخروی راه هلاک و نابودی را در پیش می گیرند.

در حالی که می توان درباره شیی ء نظر دیگری را اظهار کرد و آن اینکه مقصود، موجودات دنیوی است نه اخروی و می توان دائره را از آن هم تنگ تر توصیف کرد و آن اینکه مقصود از شیی ء، بتهائی است که آن را می پرستیدند زیرا در آغاز آیه می فرماید: «و لا تدع مع الله الها آخر لا اله الا هو کل شیی ء هالک…» (القصص/88) .

با خدا، خدای دیگری را مخوان، جز او خدائی نیست همه چیز نابود می شود جز ذات ات.

اگر نگوئیم که مقصود از «شیی ء» خدایان دروغین است، با اطمینان می توان گفت مقصود از آن اشیاء دنیوی است که در چشم انداز انسانها است و اما موجودات اخروی که در جهان دیگر هستند و از قداست خاصی برخوردارند، مشمول این آیه نیستند.

می توان بر این مطلب از قرآن شواهدی آورد آنجا که می فرماید:

«ما عند کم ینفد و ما عند الله باق» (نحل/96) .

این آیه به جاودانگی آنچه نزد خدا است حکم می کند و طبعا آنچه نزد خدا است غیر خداست و محکوم به امکان است ولی در عین حال طبق مشیت الهی جاودانه می باشد.

قرآن برخی از کتابها را به لفظ «حفیظ» که به معنی نگهدارنده است توصیف کرده است آنجا که می فرماید: «قد علمنا ما تنقص الارض منهم و عندنا کتاب حفیظ» (ق/4). «ما آنچه را که زمین از مردگان کم می کند می دانیم و پیش ما است کتاب نگهدارنده» .

این آیه در پاسخ کسانی آمده است که معاد انسانها را امری بعید می شمردند و گویا می اندیشیدند که پس از مرگ، اجزاء بدن مردگان بهم آمیخته می شود و شناسائی آنها مشکل است، قرآن در پاسخ آنان می فرماید: «تمام این حوادث در کتابی محفوظ است و روز قیامت طبق این کتاب باز گردانده می شوند.»

به طور مسلم، آیه «کل شیئی هالک» شامل این کتاب نخواهد بود، زیرا طبق ظاهر قرآن این کتاب روز برپائی قیامت ملاک احیاء انسانها می باشد و نابودی آن با اینکه هنوز وقت بهره برداری از آن آغاز نشده است، حکیمانه نخواهد بود.

در اینجا نکته دیگری است و آن اینکه موجود مجرد را فنائی نیست و اگر این آیه شامل این گروه از موجودات باشد باید «هالک» به معنی فقر و حاجت و نیاز به واجب تفسیر گردد. (فنای ذاتی)

2 دلیل عقلی منکران

از میان دلائل عقلی منکران، مسأله «عبث» بودن آفرینش بهشت و دوزخ قابل ملاحظه است، هدف از آفرینش بهشت و دوزخ، این است که نیکوکاران و بدکاران در آنجا به سزای اعمال خود برسند و این کار پس از برپائی قیامت انجام می گیرد بنابراین آفرینش آنها قبل از قیامت عبث خواهد بود.

پاسخ:

درباره این نوع استدلال باید این جمله را گفت: «که مستدل به عقل و خرد بیش از حد، بهاء داده، و عدم درک مصلحت را به جای نبود آن فرض کرده است هرگز برای ما همه جوانب مسئله روشن نیست و شاید در آفرینش آن مصلحت باشد که از درک ما بیرون است» .

گذشته از این آماده کردن یک چنین مکان نعمت و یا نقمت در روح انسان مطیع تأثیر شگرفی می گذارد و او را به اطاعت و پیروی از تعالیم الهی بیشتر سوق می دهد و به یک معنی در لطف الهی نسبت به بندگان تأثیر بسزائی دارد (لطف مقرب نه لطف محصل) . (15)

جایگاه بهشت و دوزخ

هر گاه بهشت و دوزخ را مخلوق کنونی بدانیم، بحثی به نام جایگاه آن دو مطرح می شود و انسان حق دارد که از وحی سؤال کند جایگاه این دو مخلوق کجا است؟

پاسخ:

آیه نخست که با آن بر مخلوق بودن بهشت استدلال شد، جایگاه آن را نیز معین می کند و اینکه بهشت نزد «سدرة المنتهی» است چنانکه فرمود: «و لقد رآه نزلة اخری، عند سدرة المنتهی، عندها جنة المأوی» (نجم/12 14) .

بنابراین هر کجا جایگاه سدرة المنتهی باشد، جنب آن جایگاه بهشت موعود است و چون جایگاه «سدرة المنتهی» باشد، جنب آن جایگاه بهشت موعود است و چون جایگاه «سدرة المنتهی» تا چه رسد به حقیقت آن برای ما روشن نیست طبعا جایگاه آن نیز در محاق ابهام خواهد ماند و نمی توان درباره آن اظهار نظر قطعی کرد.

«تفتازانی» در این باره می گوید: «در مورد جایگاه بهشت و دوزخ دلیل روشنی وجود ندارد و اکثریت معتقدند که جایگاه بهشت بالای آسمانهای هفتگانه است و به آیه «عند سدرة المنتهی عندها جنه المأوی» و به سخن پیامبر (ص) که فرمود «سقف بهشت عرش خدا است» استناد نموده اند و جایگاه دوزخ را نیز زیر طبقات زمین دانسته اند ولی حق در این مسأله این است که از اظهار نظر قطعی دست برداشته علم آن را به خدای دانا واگذاریم. (16)

و برخی (17) از روایات که جایگاه بهشت را در آسمان و دوزخ را در زمین معین می کنند به وسیله عکرمه شاگرد ابن عباس نقل شده و عکرمه یک فرد کاذب و دروغگو است که روایات او قابل استناد نیست.

آری با توجه به برخی از آیات می توان گفت بهشت موجود در دل آسمانها و زمین نیست زیرا در برخی از آنها وسعت و گنجایش بهشت به مقدار گنجایش آسمانها و زمین معرفی شده است آنجا که می فرماید: «و سارعوا إلی مغفرة من ربکم و جنة عرضها السموات و الارض اعدت للمتقین» (آل عمران /133) .

به سوی آمرزش خدا و بهشتی که پهنا و فراخی آن به اندازه وسعت آسمانها و زمین است سبقت بگیرید، بهشتی که برای پرهیزکاران فراهم شده است. (18)

با توجه به این آیات نمی توان گفت بهشت موعود، در دل آسمانها و زمین است و همان طور که یادآور شدیم این مسئله از امور غیبی است که درک آن برای ما بدون راهنمائی قطعی از طریق وحی امکان پذیر نیست.

«علامه مجلسی» درباره آفرینش کنونی بهشت و دوزخ و نیز مکان آن دو چنین می گوید:

«این که بهشت و دوزخ آفریده شده اند، مورد قبول جمهور مسلمانان است، و تنها اندکی از «معتزله» معتقدند که آن دو در روز قیامت آفریده می شوند و آیات و روایات متواتر در این باره عقیده آنان را مردود می سازد.

و اما این که جایگاه آنها کجاست از روایات چنین استفاده می شود که بهشت بالای آسمانهای هفتگانه است و دوزخ در طبقه هفتم زمین و این نظریه مورد قبول اکثر مسلمانان است.» (19)

جهان مستقل جایگاهی لازم ندارد.

سئوال از جایگاه بهشت و دوزخ در صورتی صحیح است که آن در جزئی از این جهان باشد به گونه ای که بتوان میان آن دو و این جهان را نسبتی برقرار کرد در این صورت جا دارد سئوال کنیم بهشت و دوزخ در کجای این جهان جای گرفته اند و امام اگر بهشت و دوزخ را جهان مستقل و منفک از این آسمان و زمین بدانیم پرسش از جایگاه آن کاملا غیر صحیح است.

اصولا از نظر بحثهای فلسفی بعد زمانی دارای واقعیتی است که از تحول ماده پدید می آید و به دیگر سخن، حرکت ماده از آن نظر که تدریجی است دو حقیقت را در نظر ما متجلی می سازد یکی حرکت و دیگری زمان، از آن نظر که ماده، حالات و صفات گوناگون پیدا می کند، مفهوم حرکت، و از این نظر که این دگرگونی تدریجی است نه دفعی مفهوم زمان انتزاع می شود و لذا در فلسفه اسلامی می گویند «حرکت و زمان دو رویه از یک سکه اند که هر کدام ناظر به واقعیتی است که در جسم متحول وجود دارد» .

اما مکان که جایگاه جسم است در اجزاء این جهان قابل تصور هست مثلا میز را در اطاق جای می دهیم بگونه ای که اطاق ظرف و مکان، و میز جسمی است که آنجا را اشغال می کند ولی اگر مجموع جهان را در نظر بگیریم دیگر برای آن ظرف و مکانی وجود ندارد، بلکه آفرینش خود این جهان سازنده جای خود نیز هست، نه اینکه قبلا جای فارغی و فضای لا متناهی وجود داشت، سپس خدا این جهان را در دل آن فضا آفرید.

در اینجا گفتاری است که از کاشف «نظریه نسبیت» (نسبیت فیزیکی نه فلسفی) نقل شده است می گویند وی معتقد به گسترش و فزونی ماده بود و اینکه جهان پیوسته در حال بزرگ شدن است (20) وقتی از او سؤال شد این گسترش برای خود جایگاهی لازم دارد وی در پاسخ گفت جهان با گسترش خود مکان خود را نیز می سازد و نیاز به مکان قبلی ندارد.

عین این بیان درباره بهشت و دوزخ حاکم است، زیرا اگر بهشت و دوزخ برای خود جهان مستقل و جدا از آسمانها و زمین باشند، سؤال از محل و مکان آن کاملا غیر منطقی است.

البته این سخن نه به این معنی است که بهشت و دوزخ وجود مثالی و خیالی دارند تا سؤال از جایگاه از آنها ساقط باشد، بلکه ما در عین تصدیق به «معاد عنصری» و به اصطلاح امروز «معاد مادی» ، دو جهان مستقل فرض می کنیم که هر کدام برای خود احکام و قوانین و اوضاع و نسبتهائی دارند و هرگز یکی در دل دیگری نیست.

 

********************

 

بهشت و جهنم را توصیف کنید.

تنها راه آشنایى با بهشت و جهنم، مراجعه به آیات قرآن و روایات است که به طور اجمال به آنها اشاره مى شود.

1. بهشت:
الف) از مجموع آیاتى که در زمینه بهشت آمده، به دست مى آید بهشت به صورت باغ هاى بسیار با صفا و بى ماننداست که قابل مقایسه با باغ هاى این جهان نیست و در قرآن کریم به گونه اى ترسیم شده تا براى ساکنان دنیا قابل درک باشد و گرنه حقیقت آن فراتر از درک ماست.
ب) نعمت هاى بهشتى: در بهشت نعمت هاى فراوان مادّى وجود دارد؛ از جمله: باغ هاى بهشتى، ساختمان ها و قصرها، سایه هاى لذت بخش، فرش ها و تخت ها، غذاها و ظرف ها نوشیدنى هاى پاک، لباس ها و زینت ها، همسران بهشتى، خادمان، پذیرایى کنندگان و … .
بهشتیان از نعمت ها و لذت هاى روحانى نیز برخوردارند؛ از جمله: احترام مخصوص، محیط صلح و صفا، امنیت، دوستان با وفا، برخوردهاى پر از محبت، احساس خشنودى خدا، نظر رحمت خدا به آنان، به دست آوردن آن چه را که بخواهند و … .[1]
در مورد وسعت بهشت هم در قرآن کریم، تعبیرهایى مانند عرض [پهنه] آسمان و زمین[2] و «ملکى عظیم»[3] آمده است؛ البته واضح است که وسعت در این جا همان گستره و پهنه است.[4]
بر طبق بیان آیه 21 سوره حدید، خداوند این بهشت گسترده را براى پرهیزکاران آماده کرده است.

2. جهنم:
جهنم، معروف ترین نام دوزخ است که بیش از هفتاد بار در قرآن تکرار شده است. در مورد عذاب جهنم باید گفت: عذاب ها دو گونه اند، چه این که معاد هم دو جنبه جسمانى و روحانى دارد. مجازات هاى جسمانى عبارت است از: عذاب هاى سخت و سنگین و نوشیدنى هاى آنان، لباس هاى دوزخیان و دیگر عذاب هاى جسمانى که دوزخیان گرفتار آن هستند.
عذاب هاى روحانى آنان عبارتند از: غم و اندوهِ جان کاه و حسرت بى پایان، تحقیر و سرزنش فراوان و دیگر آلام و دردهاى روحى که دوزخیان از آن رنج مى برند. این مجازات ها مسلماً با اعمال آنها در دنیا هماهنگ است که مظلومان را با انواع کیفر و شکنجه ها در فشار قرار مى دادند و آیات الهى را به استهزا مى گرفتند و بر دیگران کبر و غرور مى فروختند. چه جاى تعجب است که اعمال خویش را در آن جا ببینند و به نتایج آن گرفتار شوند و محصولى را که در مزرعه دنیا کاشته اند، در قیامت و در دوزخ درو کنند؟[5] این عذاب ها برایشان پایدار است و به تعبیر قرآن کریم، آنها مى خواهند از آتش جهنم خارج شوند، ولى هرگز نمى توانند.[6]
این شمه اى کوتاه از معرفى بهشت و جهنم بود. معرفى کامل آنها نیازمند مباحث بسیار طولانى و مفصل است.

 

************************

 

آخرین منزلگاه آخرت بهشت یا جهنم است. بعد از اینکه در قیامت همه ی انسانها محشور شدند و مراحل نشر و حشر را گذراندند و نامه ی عمل بدست شان آمد و مراحل حسابرسی را گذراندند و مواقف و ایستگاهها را طی کردند، حکم به بهشت یا جهنم داده می شود.

درک ما از مفاهیم و حقایق مربوط به عالم آخرت مخصوصا قیامت ناقص است زیرا ذهن ما به مفاهیم و حقایق این دنیا عادت کرده است و وقتی از بهشت و جهنم می شنویم آنرا با دنیا مقایسه می کنیم و حق مطلب را درک نمی کنیم البته چاره ای نیست .

خدا هم در قرآن الفاظ را در همین حد بیان کرده است. وقتی ما از بهشت می شنویم که باغ هایی است که زیر آن نهرهایی جاری است ، باغ دنیایی بنظر ما می آید . در روایت داریم که اگر لباس اهل بهشت به دنیا بیاید کسی طاقت دیدن آنرا ندارد، آهنگی در بهشت نواخته می شود که نوعی ذکر است و برای انسان تقرب می آورد.

یکی از یاران امام صادق (ع) سوال کرد که آیا در بهشت موسیقی است که براحتی بتوان آنرا گوش داد و حرام نباشد ؟ امام فرمود: در بهشت درختی وجود دارد که وقتی از عرش الهی می وزد و به آن می خورد ، آهنگی از آن بر می آید که اهل دنیا تحمل شنیدن آنرا ندارند .

اهل ملک تحمل عالم ملکوت را ندارند. در مورد منازل بهشتی فراتر از چیزی است که به ذهن ما می آید .یکی از ملائک الهی برای اینکه وسعت بهشت را درک بکند هزاران سال با پرواز از بهشت عبور کرد و از خدا پرسید که من نیمی از بهشت را طی کرده ام ؟ یکی از حوری های بهشتی گفت : ای ملک الهی خودت را خسته نکن مدتهاست که پرواز می کنی ولی هنوز از منزل یک مومن عبور نکرده ای .اینها طوری بیان شده است که ما ذهن را از مسائل دنیایی فراتر ببریم .

بعضی از آیات قرآن لذت های بهشت را زیبا و مبهم تعریف کرده است. می فرماید: چشم روشنی هایی برای شما پنهان کرده ام که کسی نمی فهمد یعنی قابل درک و بیان نیست.

در حدیث قدسی داریم : برای بندگان صالح چیزهایی آماده کرده ام که نه چشمی دیده و نه گوشی شنیده و نه به ذهن کسی خطور کرده است .اگر شما بخواهید به جنین مادر، در مورد دنیا توصیفی بکنید، او تصوری ندارد. جنینی که تغذیه اش از خون است نمی تواند لذت خوردنی های این عالم را درک کند و تصوری ندارد.

شیخ آقا بزرگ تهرانی شاگرد سید احمد کربلایی می فرمود: وقتی استادم از دنیا رفت در خواب انگشت او را گرفتم و گفتم : آن طرف چه خبر است ؟ ایشان انگشت شان را کشیدند و فرمودند : تا به اینجا نیایی و نبینی، نمی توانی بفهمی.

مومن باید در خوف و رجا باشد، بنابراین بهشت و جهنم باید با هم توصیف بشود. در توصیف بهشت و جهنم ما از کلمات خدا که سازنده ی بهشت است و اهل بیت که بهشت را دیده اند، استفاده می کنیم و بهشت و جهنم را تصویر می کنیم .

عذاب های جهنم هم بالاتر از ادراک ماست .در روایت داریم : هفتاد مرتبه آتش جهنم تخفیف داده شده است و پایین آمده تا آتش های دنیایی شده است .نور خورشید وقتی در ماه می افتد این همان نور ضعیف شده است، اگر در شب آئینه ای جلوی ماه بگذاریم این هم خفیف تر از نور قبلی است یعنی نور خورشید مرتبه به مرتبه ضعیف می شود.

اگر فردی که در آتش جهنم است را به آتش دنیا بیاورند، او از راحتی در آتش دنیا خوابش می برد. یعنی آتش دنیا برای او سرد است و سوزانده نیست .مرحوم شوشتری در کتاب موعظه هایش می نویسد که ای مردم در قرآن وقتی وصف جهنم را می گوید، می فرماید: جهنم آتشی است که داغ و گرم است .ای مردم مگر آتش سرد هم داریم ؟ بله ، آتش دنیا در مقابل آتش آخرت سرد است .

وقتی پیامبر اوصاف جهنم را از جبرئیل می شنید یا خودشان نقل می کردند، رنگ شان عوض می شد. وقتی این آیه آمد که جهنم هفت در دارد که هر در آن مخصوصا گروه مشخصی است ، پیامبر گریه کردند و اصحاب هم گریه کردند و برای اینکه پیامبر خوشحال بشود حضرت زهرا را آوردند تا اندوه حضرت کم شود.

حاج آقا فائق در تهران در اطراف میدان شهدا زندگی می کردند و اهل باور بودند. آیت الله بهجت نماز میت ایشان را خواندند و می فرمودند: که من از جوانی ایشان را می شناختم و عمل مکروهی از ایشان ندیده بودم . این فرد که اهل عمل بود وقتی اسم جهنم را می آورد اشک می ریخت. این افراد جهنم را باور کرده بودند.

برای اینکه انسان ، فرد خوبی باشد نیاز نیست که به بهشت و جهنم یقین داشته باشد، اگر ما احتمال بهشت و جهنم را هم بدهیم ،باز تکان می خوریم . خیلی از کسانی که دنبال تجارت های دنیا می روند یقین ندارند که سودی بدست می آورند و با احتمال دنبال آن می روند. اگر ما ده درصد احتمال بهشت و جهنم را بدهیم چه اتفاقی می افتد؟ و اگر ما درست عمل بکنیم ضرر نمی کنیم .

یکی از یاران امام صادق (ع) سوال کرد که اگر بعد از دنیا خبری نبود ما که این قدر مراقب اعمال مان بودیم چه می شود؟ امام فرمود: در این صورت شما ضرری نمی کنید ولی اگر خبری بود و شما عمل نکرده باشید، ضرر بزرگی کرده اید .پس اگر ما یقین و باور کامل هم نداشته باشیم باید تکان بخوریم و اگر انسان حرکت کرد یقین هم بدست می آورد.

بندگی این است که انسان نادیده ها را باور بکند بخاطر همین امام حسین(ع) در ابتدا جای یارانش را در بهشت به آنها نشان نداد و اِلا همه یاران با او می ماندند .بعد از اینکه یاران خالص امام ماندند ، امام جای آنها را در بهشت نشان داد.پس آنها بندگی کردند تا به آنها نشان دادند. اگر انسان بندگی کند باور و یقین بدست می آورد.

ماهیت و حقیقت بهشت و جهنم چیست ؟
سیر همه ی انسانها به سمت خداست . ما به سمت ملاقات خدا می رویم. کسانی که تسلیم بوده اند، خدا را با چهره ی جمال و رحمت او می بینند. در تمام لذت های بهشت جمال الهی دیده می  ود و به خاطر همین بهشت خستگی ندارد. البته دنیا هم این طوری است ولی ما نمی بینیم مگر کسانی که جلوه ی خدا را می دیدند. و در همه چیز ذکر خدا را می شنیدند ولی در بهشت ، همه خدا را در شکل های مختلف ملاقات می کنند.

حضرت موسی، زمزمه ی من خدا هستم را از درخت شنید.این زمزمه در همه جا است ولی در دنیا برای همه قابل مشاهده نیست .اهل جهنم هم خدا را در چهره غضب می بینند. خدای ارحم الراحمین، منتفم هم هست .پس بهشت و جهنم دو چهره ی رحمت و غضب خداست یعنی ما خدا را با این پوشش ها ملاقات می کنیم .

بهشت و جهنم ظهور ولایت حق و ولایت باطل است . کسانی که در دنیا تحت سرپرستی خدا بوده اند و تسلیم بوده اند، در بهشت این ولایت برای آنها آشکار می شود. ولایت حق سرتاسر نور و لطف و رحمت است . در بهشت ،پذیرایی با حضرت علی (ع) است.

در روایتی پیامبر فرمود: ریشه ی درخت طوبی در خانه ی من است و در روایت دیگری داریم که ریشه ی درخت طوبی در خانه علی است .در خانه ی همه ی بهشتی ها شاخه ای از آن درخت است که هر نعمت و لذتی که بخواهند از آن شاخه به آنها می رسد. بر تمام سردرهای بهشت نوشته شده است : لا اله الاالله محمد ولی الله و وقتی بهشتیان می خواهند وارد بهشت بشوند کوبه ای را می زنند که این کوبه از یاقوت سرخ است که روی صفحه ی فلزی می خورد. وقتی بهشتی کوبه را روی صفحه می خورد صدای و طنین آن یا علی است.

علامه طباطبایی فرمودند: وقتی شما می خواهید وارد خانه ای بشوید صاحبخانه را صدا می زنید و میزبان بهشت، علی و اولاد طاهرین است .پس بهشت ظهور اسرار ولایت است. جهنم ظهور ولایت باطل است .در قرآن داریم که جهنمیان را به طرف ظلمات می برند.

 آیا بهشت و جهنم موجود است ؟
بعضی از اصحاب ائمه از آنها این سوال را می پرسیدند. اباصلت از امام رضا (ع) پرسیدند که بهشت و جهنم وجود دارد یا بعدا بوجود می آید ؟ امام فرمود: پیامبر در شب معراج وارد بهشت شد و جهنم را به حضرت نشان دادند. اباصلت پرسید: عده ای می گویند که بهشت و جهنم وجود ندارد و بعدا خلق می شوند.

امام فرمود : آنها از ما اهل بیت نیستند و ما هم از آنها نیستیم. پس اگر کسی وجود بهشت و جهنم را قبول نکند پیامبر را تکذیب کرده است. بدون تردید بهشت و جهنم وجود دارد .

حدیث معراج بسیار عجیب و جالب است و گویای بهشت و جهنم قیامتی است .پیامبر این بهشت و جهنم را دیدند و پیامبر فرمود: من میوه ی بهشت را خوردم که مایه بوجود آمد حضرت زهرا شد.

من حضرت آدم را دیدم که سمت راستش دری بود که بسیار معطر بود و سمت چپش دری بود که بسیار متعفن بود. جبرئیل گفت که این درهای بهشت و جهنم است. پیامبر افرادی که در عذاب بودند، دیدند.

در اصول کافی داریم که جوانی خدمت پیامبر آمد و گفت که من اهل یقین شده ام و بهشت و جهنم را باور دارم .پیامبر فرمود : نشانه ی یقین تو چیست ؟ جوان گفت: من بهشتیان و جهنمیان را می بینم. او از پیامبر خواست که برایش دعا کند که به شهادت برسد و او در یکی از جنگها به شهادت رسید.

در سوره تکاثر داریم که اگر شما یقین داشتید بهشت و جهنم را می دیدید. یکی از شاگردان سیدبحر العلوم خیلی گریه می کرد و می گفت که آقا در هنگام درس در حدیثی فرمودند: احمدبن محمد و من گفتم که محمد بن احمد درست است ولی ایشان قبول نکردند .ایشان فرمودند که من او را می شناسم و پدرش را هم می شناسم و می دانم که هر کدام از شما اهل بهشت هستید یا جهنم . وقتی ایشان این کلمه را گفتند به من اشاره ای کردند و من می ترسم که عذاب شامل من هم بشود. پس اهل یقین می بینند.

اگر انسان بتواند تعلقات دنیایی را بردارد می تواند بهشت و جهنم را ببیند، این مشاهدات مخصوص ائمه نیست. آقازاده آیت الله اراکی از قول پدرشان می فرمودند: من در جوانی  آتشی را از بعضی از قبرها می دیدم . آقا شیخ عباس قمی می فرمودند که در وادی السلام، من صدای کسانی را که در عذاب بودند می شنیدم .

بهشت و جهنم برزخی و قیامت ،تجسم اعمال ماست .لذتهای بهشت و عذاب های جهنم را خود ما فراهم می کنیم .داریم که زمین بهشت خالی است و باید خودتان قصرها، نعمت و لذت ها را با اعمال تان بسازید .

آیت الله طباطبایی از یکی از عرفای بزرگ نجف که از وادی السلام برمی گشت پرسیدند که از قبرستان چه خبر ؟ایشان فرمودند که می گویند : قبر مار و مور دارد ولی من مار و موری ندیدم، ما خودمان اینها را می آوریم .

*******************

در بهشت داخل نمى ‏شود، جز كسى كه امامان را بشناسد و امامان نیز او را بشناسند .

بهشت، جایگاهی است که همه انسان ها رسیدن به آن را آرزو می کنند. همه افراد در نهاد خویش، چنین خواسته ای را دارند و اهل ایمان هم سودای دستیابی به آن عالم جاویدانِ بدونِ رنج و ناراحتی را در سر می پرورانند. آنان هم که با بصیرت و عرفان به جهان هستی می‌ نگرند و خود را پاک و صالح احساس می کنند، برای نجات از سختی ها و تلخی ها و پرگشودن به جهان نعمت ها و لذّت ها، با خوشحالی خواستار کنار رفتن «پرده و حجاب تن» هستند. اما اینکه بهشت چگونه جایگاهی است، عوامل ورود به بهشت چیست و درجات بهشتیان چگونه است، از مجهولاتی است که دست یافتن به آن ها برای آدمی بسیار خوشایند است.

 

امام علی علیه السلام در نهج البلاغه به این مسائل پرداخته است. بهشت چگونه مكانى است؟ امام علیه السلام در توصیف جایگاه بهشت می فرماید: «وَ یُخَلِّدْهُ فِیَما اشْتَهَتْ نَفْسُهُ، وَ یُنْزِلْهُ مَنْزِلَ الْكَرَامَةِ عِنْدَهُ، فِی دَار اصْطَنَعَهَا لِنَفْسِهِ، ظِلُّهَا عَرْشُهُ، وَ نُورُهَا بَهْجَتَهُ، وَ زُوَّارُهَا مَلاَئِكَتُهُ، وَ رُفَقَاؤُهَا رُسُلُهُ؛ خداوند آن انسان پارسا و با تقوا را در آنجا كه خود مى ‏خواهد، زندگى جاوید مى‏ دهد و در نزد خود در جایگاه گرامى و با ارزش منزل مى ‏دهد؛ در سرایى كه خداوند آنان را براى دوستان خود برپا ساخته است، سایبان آن عرش او و روشنایى آن، خوشنودى او و دیدار كنندگان آن، فرشتگان و دوستان آن، پیامبران مى ‏باشند.»(1)

 عوامل ورود به بهشت
اینکه داشتن چه ویژگی ها و چه عواملی زمینه ساز ورود آدمی به بهشت هستند، از مسائل مهم در این زمینه است که هر کسی مشتاق دانستن آن می باشد.

معرفت خدا و پیامبر صلى الله علیه و آله و اهل بیت علیهم ‏السلام
«فَإِنّهُ مَنْ مَاتَ مِنْكُمْ عَلَى فِرَاشِهِ وَ هُوَ عَلَى مَعْرِفَةِ حَقِّ رَبِّهِ عَزَّوَجَلّ وَ حَقِّ رَسُولِهِ وَأَهْلِ بَیْتِهِ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَیْهِ وَعَلَیْهِمْ مَاتَ شَهِیداً، وَ وَقَعَ أَجْرُهُ عَلَى اللهِ، واسْتَوْجَبَ ثَوَابَ مَا نَوَى مِنْ صَالِحِ عَمَلِهِ، وَ قَامَتِ النِّیَّةُ مَقَامَ إِصْلاَتِهِ لِسَیْفِهِ؛ پس راستى چنین است كه اگر یكى از شما در بستر خود در حالتى بمیرد كه به حق پروردگار و حق پیامبر و اهل بیت پیامبر آشنا باشد، او شهید از دنیا رفته پاداش شهیدان را دارد و پاداش او در روز قیامت بر عهده خداوند متعال است، و ثواب آن كار نیک كه انجام آن را در دل داشته و قصد آن را نموده بود، خواهد برد و آن قصد او براى جنگیدن در راه خدا و انجام كار نیك جایگزین و جانشین از نیام بر كشیدن شمشیرش مى ‏شود.»(2)

 

ورود به بهشت با مشروط شدن بر اینكه عارف به مقام خداوند و پیامبر صلى الله علیه و آله و اهل بیت علیهم ‏السلام بودن، نشانگر اهمیت این مسئله است و کسی که عارف به این مسئله نباشد، هر چقدر هم که کار نیکی انجام داده باشد، نمی تواند به بهشت وارد شود: «لاَ یَدْخُلُ الْجَنَّةَ إِلاَّ مَنْ عَرَفَهُمْ وَعَرَفُوهُ؛ در بهشت داخل نمى ‏شود، جز كسى كه امامان را بشناسد و امامان نیز او را بشناسند.»(3)

یارى و دوستى اهل بیت علیهم‏ السلام
«نَاصِرُنا وَمُحِبُّنَا یَنْتَظِرُ الرَّحْمَةَ؛ آن كه ما را یارى رساند و ما را دوست داشته باشد، رحمت خداوند در انتظار اوست.»(4) صرف دوست داشتن پیامیر صلی الله علیه و آله و اهل بیت علیهم السلام، جوازی برای ورود به بهشت نمی شود؛ بلکه این دوست داشتن باید با یاری و کمک کردن آنان در همه موارد همراه باشد.

مطابقت عمل با عقیده
کسی که مشتاق ورود به بهشت است، باید شایستگى خود را به اندازه ‏اى برساند كه امامان اهل بیت علیهم ‏السلام او را به عنوان شیعه و پیرو بپذیرند؛ یعنی اعمال او مطابق سیره و روش آنان باشد: «إنَّ اللهَ سُبْحَانَهُ أَنْزَلَ كِتَاباً هَادِیاً بَیَّنَ فِیهِ الْخَیْرَ وَالْشَّرَّ؛ فَخُذُوا نَهْجَ الْخَیْرِ تَهْتَدُوا، وَاصْدِفُوا عَنْ سَمْتِ الشَّرِّ تَقْصِدُوا الْفَرَائِضَ الْفَرائِضَ! أَدُّوهَا إلَى اللهِ تُؤَدِّكُمْ إِلَى الْجَنَّةِ؛ خداوند، كتاب راهنمایى را فرستاده است كه نیك و بد در آن بیان گردیده است.

 

پس روش نیك را برگزینید تا هدایت گردید و از بدى دورى نمایید تا راه مستقیم و درست را بپیماید. واجبات را رعایت كنید! واجبات را رعایت كنید ـ آن ها را به گونه ‏اى پسندیده انجام بدهید ـ حق خداوند را در مورد آن ها بپردازید كه رعایت واجبات و رعایت حق خداوند در آن ها شما را به بهشت مى‏ كشاند.»(5) به عبارتی مطابقت اعتقادات و باورها با اعمال انسان، از ویژگى ‏هاى انسان‏ هایى است كه در روز قیامت جایگاه آنان بهشت جاوید خواهد بود: «وَ إِنَّمَا الْأَجْرُ فِى الْقَوْلِ بِاللِّسَانِ وَ الْعَمَلِ بِالْأَیْدِى وَ الْأَقْدَامِ؛ و همانا پاداش انسان در گفتار به وسیله زبان و در كردار به وسیله كار و تلاش با دستان و پاهاست.»(6)

امام علیه السلام این مسئله در پندی به مردی که از حضرت درخواست پندی کرده بود، این گونه بیان می دارد: «از كسانى مباش كه بدون عمل صالح به آخرت امیدوار است و توبه را با آرزوهاى دراز به تأخیر مى اندازد، در دنیا چونان زاهدان سخن مى گوید، اما در رفتار همانند دنیاپرستان است. اگر نعمت ها به او برسد، سیر نمى شود و در محرومیت قناعت ندارد. از آنچه به او رسید، شكرگزار نیست و از آنچه مانده، زیاده طلب است.

دیگران را پرهیز مى دهد، اما خود پروا ندارد. به فرمانبردارى امر مى كند، اما خود فرمان نمى برد. نیكوكاران را دوست دارد، اما رفتارشان را ندارد. گناهكاران را دشمن دارد، اما خود یكى از گناهكاران است و با گناهان فراوان مرگ را دوست نمى دارد، اما در آنچه كه مرگ را ناخوشایند ساخت، پافشارى دارد. اگر بیمار شود، پشیمان مى شود و اگر مصیبتى به او رسد، به زارى خدا را مى خواند؛ اگر به گشایش دست یافت، مغرورانه از خدا روى بر مى گرداند. نفس به نیروى گُمان ناروا بر او چیرگى دارد و او با قدرت یقین بر نفس چیره نمى گردد. براى دیگران كه گناهى كمتر از او دارند، نگران و بیش از آنچه كه عمل كرده، امیدوار است.

 

اگر بى نیاز گردد، مست و مغرور شود و اگر تهى دست گردد، مأیوس و سْست شود؛ چون كار كند، در آن كوتاهى ورزد و چون چیزى خواهد، زیاده روى نماید؛ چون در برابر شهوت قرار گیرد، گناه را برگزیده، توبه را به تأخیر اندازد و چون رنجى به او رسد، از راه ملت اسلام دورى گزیند؛ عبرت آموزى را طرح مى كند، اما خود عبرت نمى گیرد. در پند دادن مبالغه مى كند، اما خود پند پذیر نمى باشد.

سخن بسیار مى گوید، اما كردار خوب او اندك است. براى دنیاى زودگذر تلاش و رقابت دارد، اما براى آخرت جاویدان آسان مى گذرد؛ سود را زیان و زیان را سود مى پندارد. از مرگ هراسناك است، اما فرصت را از دست مى دهد؛ گناه دیگران را بزرگ مى شمارد، اما گناهان بزرگ خود را كوچك مى پندارد. طاعت خود را ریاكارانه برخورد مى كند، خوشگذرانى با سرمایه داران را بیشتر از یاد خدا با مستمندان دوست دارد، به نفع خود بر زیان دیگران حكم مى كند، اما هرگز به نفع دیگران بر زیان خود حكم نخواهد كرد.»(7)

چنین فردی هرگز جایگاهی در بهشت نخواهد داشت؛ زیرا کردارش با عقیده اش یکسان نیست.

نیت خالص
وقتی اعمال انسان درست باشد و همه كارهایش مطابق فرمان خدا و پیامبر صلى الله علیه و آله و اولیاى دین انجام باشد و از انجام آنچه كه مورد نهى آنان است، خوددارى ورزد؛ شایسته بهشت است، چرا که دارای نیتی خالص و پاک است: «وَ إِنَّ اللَّهَ سُبْحَانَهُ یُدْخِلُ بِصِدْقِ النِّیَّةِ وَ السَّرِیرَةِ الصَّالِحَةِ مَنْ یَشَاءُ مِنْ عِبَادِهِ الْجَنَّةَ؛ و خداى سبحان به خاطر نیت راست و درون پاک، هر كس از بندگانش را كه بخواهد وارد بهشت خواهد كرد.»(8)

 جهاد در راه خدا
جهاد و پیکار در راه خدا و پایداری دین، یکی از اصلی ترین عوامل ورود به بهشت است: «فَإِنَّ الجِهَادَ بَابٌ مِنْ أَبْوَابِ الجَنَّةِ، فَتَحَهُ اللهُ لِخَاصَّةِ أَوْلِیَائِهِ؛ پس راستى چنین است كه جهاد دروازه ‏اى از دروازه ‏هاى بهشت است كه خداوند این دروازه را براى دوستان مخصوص خود گشوده است.»(9)

 تقوا و پارسایى
تقوا و پارسایی نیز یکی دیگر از عواملی است که آدمی را به بهشت می رساند: «أُوصِیكُمْ عِبَادَ اللهِ، بِتَقْوَى اللهِ وَ طَاعَتِهِ، فَإنَّهَا النَّجَاةُ غَداً، وَ الْمَنْجَاةُ أَبَدا؛ اى بندگان خدا! شما را به پارسایى تقواى الهى و پیروى از او ـ خداوند – سفارش مى‏كنم، به راستى كه آن پارسایى سبب رستگارى فردای قیامت و رهایى از عذاب و كیفر همیشگى است.»(10)

 

نظرات و ارسال نظر